![]() |
![]() |
|
|
از لحاظ روانی وذهنی احساس راحتی می کنند. بیشترین بهره را ازاستعدادهای خود میبرند.ارامند از حضور درجمع لذت میبرند.احساس خوبی نسبت به دیگران دارند.احساس مسئولیت میکنند.به علائق دیگران توجه دارند.بادیگران روابط گرمی دارندهمیشه برای اموختن اماده هستند.دارای پندارهای واقع گرادرمورد انچه که میتوانند انجام دهند هستند.به خود اجازه نمیدهنداز سوی دیگران موردحمله وفشار قرار گیرند. قدرت روبرو شدن با نیازمندیهای زندگی را دارند.
پیروزی با کسانی است که بیش از دیگران پشت کار دارند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 آبان1387ساعت 22:32 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 آبان1387ساعت 22:2 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
1- به طور راحت بنشینید و چشمانتان را ببندید.
2- تمام عضلات خود را به صورت عمیق آرام کنید و حالت آرامش را حفظ کنید. 3- از طریق بینی نفس بکشید و به موازات بیرون دادن نفس در مورد کیفیت تنفستان فکر کنید و واژه ای را به صورت آرام برای خود تکرار کنید. 4- از طریق تمرکز بر تکرار واژه جلوی حواس پرتی توسط افکار مختل کننده را بگیرید . این عمل را تا 20 دقیقه ادامه دهید و بعد از انجام تمرین نذکور خیلی سریع بلند نشوید و با چشمان باز چند دقیقه بنشینید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 9:23 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
رنگها و تاثیرات آنها
رنگ زمانی ظاهر می شود که فرکانس نوری در محیطی متناسب شدت گرفته و متظاهر گردد. رنگ علیرغم خصوصیات ایجاد انگیزه، هوس، شادمانی، ساختاری و حتی تهیجی، دارای خصوصیات سوزاننده و برنده نیز هست. هر رنگ دارای خصوصیات منحصر به فرد درمانی و تعادل بر انگیزی است. یکی دیگر از خصوصیات رنگها این است که می توانند تا اعماق نیروی ادراک و شعور ما نفوذ نمایند. رنگ ها را می توان به سه قسمت اسامی یا سه گروه تقسیم کرد. نخستین گروه (گروه اصلی) قرمز – زرد – آبی. گروه دوم همان رنگ هایی که از ترکیب رنگ اصلی بدست می آیند و گروه سوم نیز از ترکیب رنگ های اصلی با رنگهای نوع دوم حاصل می شود. در ادامه به تاثیرات رنگها در ذهن – روان و محیط فیزیکی اطرافمان اشاره می کنیم که در بین این متون از تاثیر رنگ ها به گونه ای از بیماری ها اشاره خواهد شد که ناگفته نماند که این فهرست ها صرفا حالت پیشنهادی داشته و به صورت نسخه نبایستی تلقی گردد. برای مبارزه با ناراحتی ها و بیماریها استفاده از رنگها در علم پزشکی پیشرفته صرفا چاره ساز نبوده و این پیشنهادات در کنار بهره گیری از سایر موارد درمان می تواند بسیار موثر باشد و بهبودی را سریعا برای انسان به ارمغان بیاورد.... رنگ سفید: رنگ سفید در بنیه تمامی طیفها نهفته و وجود دارد. رنگ سفید متظاهر کننده احساسات نبوغ و استعدادهای بالقوه فرد بوده و رنگی است که نبوغ و توانایی های فرد را تقویت نموده و برای تمامی بنیه رنگها مناسب تشخیص داده می شود. برای درمان توسط رنگها بهتر است با این رنگ شروع شود و با این رنگ نیز پایان یابد. رنگ سیاه: رنگ سیاه نیز مانند سفید در تمامی طیفهای نوری متمرکز و وجود دارد. سیاه در ورای پرده ای درهم ریخته و آشفته مخفی گردیده. بسیاری از افراد از رنگ سیاه به عنوان رنگ درمان کننده استفاده می کنند. این رنگ در زمانی که فرد دچار مشکلات روحی شده و بسیار آشفته حال است، می تواند حالت آرامش بخش و حفاظت کننده را ایفا کند. این رنگ باعث می شود که احساسات زنانه در افراد به حرکت بیفتد و همین امر باعث می گردد که در وجودشان انرژی مغناطیسی نیرو مندی را حس نمایند. اگر رنگ سیاه در لباسهای مورد استفاده، به وفور مورد استعمال قرار گیرد، باعث می گردد فرد دچار افسردگی و آشفتگی روحی گردد. و روانشناسان که سعی در درمان با رنگها را دارند سعی می کنند این رنگ را به همراه سفید استفاده کنند. زیرا تاثیرات منفی هر دو رنگ باعث می شود که حالات متعادلی ایجاد شود و همین امر باعث می شود فرد از درون آرامش یابد و عدم تعادل و توازن وی نیز از بین می رود. رنگ سیاه باعث می گردد که رفتارهای ناشی از غیر شعور افراد به نظم سوق پیدا کند. برای رسیدن به این نتیجه بهتر است رنگ سیاه را به تمام، بر تن نکنید و حتما پیراهن یا کفش و یا چیزی از لباستان را به رنگ سفید انتخاب کنید. رنگ قرمز یا سرخ: رنگ سرخ به نهایت روح افزاد و جان بخش است. این رنگ به لحاظ داشتن خصوصیات خود باعث می گردد که چاکراها به حرکت بیفتند. (چاکراها محلهایی هستند که در بدن انسان به وفور وجود داشته و انرژی های لازم از طریق آنها وارد بدن شده و یا از آن خارج می گردند، ما باید توجه داشته باشیم که این مراکز و نقاط با بدن فیزیکی ما هیچ ارتباطی نداشته و تاثیراتی در حرکات و عملیات فیزیکی ما ندارند و تنها در شرایط تاثیر گذاری و یا تاثیر پذیری روحی ما انسانها کار برد دارند. رنگ قرمز به سبب داشتن انرژی شدید در خود باعث می گردد که تحریکات و احساسات فیزیکی و عوامل و اسباب فیزیکی خود را بیدار سازد و همین بیداری آنها را به شدت به فعالیت وا می دارد. این رنگ می تواند سرماخوردگی، ناراحتیهای گردش خون و وجود عفونت در نایژه ها و ریه ها مفید واقع شود و آنها را درمان نماید. اما باید توجه داشت که این رنگ احساسات مربوط به انتقام، کینه، بی منطقی، جسارت، عشق و سکس را نیز تهییج می نماید. اگر مقدار رنگ قرمز بیشتر مورد استفاده قرار گیرد منجر به ناملایمات احساسی و افسردگی های ناپایدار می شود. علاوه بر این باعث افزایش فشار خون در انسانها نیز می شود. به طور خلاصه رنگ قرمز، باعث می شود که حرارت و دمای بدن انسان بیشتر شود و گردش خون و جریان آن را سریعتر می سازد و برای افرادی که دارای فشار خون پایینی هستند مفید می باشد. رنگ نارنجی: این رنگ با مشخصه بسیار شاخص و ساده خود، سمبل نشاط و شادمانی و از طرفی نشانه دانش و آگاهی است. این رنگ احساسات اجتماعی بودن و شدن را افزایش داده و فعالیتهای اجتماعی را در افراد تقویت می بخشد. موثرترین بخش بدن انسان، سیستم عضلانی و ماهیچه های انسان است که به سرعت از این رنگ تاثیر می پذیرد. استفاده افراطی از رنگ نارنجی سبب نامتعادلی و ناهماهنگی در سیستم عصبی افراد می شود. و توصیه می شود که این رنگ به همراه رنگ سبز یا آبی استفاده شود. اعضای مختلفی از بدن از جمله طحال، غده پانکراس، معده، روده ها و کلیه ها از این رنگ متاثر هستند. ناراحتی و افسردگی های شدید نیز می توانند به وسیله رنگ نارنجی درمان شوند. برای رفع ناراحتیهای گذرا در سیستم گوارشی نیز استفاده از رنگ نارنجی مفید می باشد. لازم به ذکر است: اگر توجه کنید در بازی فوتبال کمک داوران که پرچم نارنجی و زردی که در دست دارند اگر بازیکنان فوتبال با عصبانیت به سمت آنها حرکت کنند و رای و حکم آنها معترض می شوند آنها پرچم خود را در پشت خود نگه می دارند چون رنگ پرچم کمک داوران باعث بروز خشم بیشتر بازیکنان می شود. رنگ زرد: تاثیر گذارترین نقطه ای که در بدن انسان می تواند از رنگ زرد متاثر گردد، ذهن آدمی است. تمامی فعالیتهای ذهنی فرد به وسیله نیروی رنگ زرد به حرکت در می آید. از طرفی برای از بین بردن ناملایمات و یأس و ناامیدی رنگ زرد مفید واقع می شود. زیرا نیروی رنگ زرد به فرد امیدواری به زندگی و نیروی زیستن می بخشد. به وسیله رنگ زرد، خوش بینی و اعتماد به نفس را در خود افزایش می دهد. سیستم عصبی، معده، روده ها، کلیه ها و تمامی جهاز هاضمه تحت تاثیر این رنگ قرار دارند. و اگر ناراحتی در آنها ایجاد شود به وسیله رنگ زرد می توان آن را درمان نمود. رنگ زرد و زرد طلایی هم واکنشهای فرد را در رابطه با زندگی و هم تصورات خوش بینانه در انسان را تقویت می بخشد. رنگ سبز: رنگ سبز یکی از رنگهایی است که در جهان بیش از بقیه رنگها دیده می شود. رنگ سبز حالت آرام بخشی دارد و به عنوان سمبل شفقت و مهربانی و متعادل بودن روح و روان و رفتار به شمار می رود. این رنگ از طرفی دل رحمی، مهربانی و مودت و دوستی را در انسانها افزایش می دهد. رنگ سبز روشن که به طیف نوری آبی نزدیکتر است، در بسیاری از درمانها مفید واقع می شود و بهترین رنگ برای درمان دردها محسوب می گردد. این رنگ در تقویت احساسات دوستی، امیدواری، ایمان و صلح بسیار موثر می باشد و برای این بیشتر پرچم کشورهای صلح طلب دارای چنین رنگی است و اگر جامعه ای بیشتر به این رنگ گرایش داشته باشد، از آرامش و ثبات بهتری برخوردار می باشد. مهمترین نقطه ای که از رنگ سبز متاثر می گردد، چاکرای قلب است. این حالت باعث می گردد که ناراحتی های قلبی، فشار خون زیاد و یا کم، سردردهای ناموزون و ناهماهنگ میگرن، بی حالی و سستی در بدن و هم چنین رنگ پریدگی از طریق رنگ سبز درمان می شود و آنچه که نبایستی در این قضیه فراموش شود اینکه، از رنگ سبز نبایستی در درمان بیماریهایی از قبیل سرطان و یا بیماریهای غده ای از آن استفاده کرد. زیرا رنگ سبز باعث می شود که سرعت رشد و توسعه و پیشرفت هر چیزی افزایش یابد و این رنگ باعث رشد تومورهای سرطانی شده و بسیار خطرناک است. رنگ آبی: رنگ آبی حالت خنک کنندگی سیستم انرژی را دارد و به طور کلی رنگی است که حالت آرام بخشی و استراحت دهندگی را دارد. این رنگ انرژیهای موجود در بدن را متعادل ساخته و حالت آنتی سیتیک (گندزدایی) را در بدن نشان می دهد. این رنگ در انتظام بخشی سیستم تنفسی نیز مفید واقع می شود. از طرفی رنگ آبی باعث می شود که فشار خون بالا کاهش یابد و در رفع ناراحتی ها و بیماریهای گلو و حنجره نیز مفید واقع می شود. استفاده از رنگ آبی در درمان بیماریهای مربوط به آسم، آبله مرغان، زردی و یرقان رماتیسم و بیماریهای شایع کودکان بیسار مفید بوده و حتی مانع از بروز بیماری می شود از طرفی این رنگ منجر به افزایش قدرت پیش بینی می شود و حدس را در افراد افزایش می دهد و از این جهت رنگ آبی مناسب ترین رنگ برشمرده می شود. اگر می خواهید بیشتر از هر رنگی از رنگ آبی استفاده کنید، همیشه آن را رنگهای گرم به طور مشترک مورد استفاده قرار دهید. در کنار لباس آبی از رنگهای قرمز و نارنجی بهره بگیرید. استفاده از رنگ آبی در کنار رنگهای گرم باعث می شود که احساسات هنری – فکری فرد افزایش می یابد و منبع مربوط به آن به طرز بسیار وسیعی به حرکت در می آید. رنگ لاجوردی: این رنگ در رفع بیماریهای روحی و فیزیکی بسیار مفید می باشد. مهمترین تاثیر این رنگ در منطقه مربوط به چاکرای ابروها است. به تناسبی همین رنگ به جهت ارتباط با مراکز چاکرای عصبی باعث می شود که حالت متعادلی در سیستم عصبی پدید آید و واکنشهای مثبت را موجب می شود. از طرفی نیروی بخشش و عفو را در بدن افزایش داده و تقویت می بخشد. نیروی خالی این رنگ به خوبی خون را تمیز کرده و شستشو می دهد. از این جهت بسیاری از توکسینها (سمومی که به وسیله میکروبها تولید می شوند) از طریق این رنگ از بدن و گردش خون خارج می شوند و این رنگ تعادل و توازن لازم را در میان دو نیم کره مغز ایجاد کرده و تاثیرات مثبتی می گذارد. این رنگ در رابطه با چهره انسان نیز بسیار موثر و مفید است و تمامی سینوسهای صورت را تحت تاثیر نهاده و اگر در بخشهای مختلف صورت از جمله اطراف چشم،گوش، بینی ، دهان، گونه ها و ناراحتی هایی مشاهده گردد، می توان از رنگ لاجوردی استفاده کرد و بیماری را بهبود بخشید. با تمام این اوصاف، نبایستی از خاصیت آرام بخشی و ساکن و ساکت سازی آن چشم پوشید. به طور مثال کسانی که با تمرکز حواس و یا مدیتاسیون مشغول فعالیت هستند، در بین مراحل مختلف تمرینات خویش جایگاه ویژه ای را به رنگ لاجوردی اختصاص می دهند. زیرا این رنگ احساسات ذی شعور را به همراه قوه تخیل و حدس و گمان را پیش فرض تقویت می کند. در محیطی که زندگی کرده و یا کار می کنید باید توجه داشته باشید که رنگ لاجوردی حالت افسردگی و بی قیدی در برابر دیگران و حالت عدم مسوولیت را در انسان افزایش می دهد. رنگ کبود: رنگ کبود بسی متفاوت تر از سایر رنگها، بخش اسکلت و استخوان بندی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. از لحاظ دیگر باعث میشود که توکسینهای موجود در بدن از بین بروند و تاثیرات شگرفی در سیستم فیزیکی و روحی بدن دارد. این رنگ از طرفی حالت گندزدایی و یا آنتی سپتیک را دارد. به همین جهت در میان ساختار فیزیکی و روحی انسان تعادل شگرفی ایجاد می نماید. انرژی رنگ کبود در درمان انواع بیماریهای سرطانی موثر است. مخصوصا التهاب و عفونت دنده های قفسه سینه و یا جراحیهای استخوانی بسیار مفید واقع می شود. از سویی استفاده از رنگ کبود در رفع مشکلات سیستم گوارشی و هضم و جذب مواد معدنی و ویتامینها در بدن بسیار مفید است. رنگ کبود باعث می شود که انسانها رویاهای زیادی مشاهده نمایند و به خاطر اینکه سیستم عصبی و مغز را نیز تحت تاثیر قرار می دهند، باعث می شود که انسانها در تداعی خاطرات گذشته موفق گردند و در درمان رفع بیماری فراموشی نیز مفید واقع می شود. رنگ صورتی: رنگ صورتی مطمئن ترین و مناسب ترین رنگی است که می تواند با انرژی خود، احساسات مربوط به مهربانی، شفقت، حامی، یکرنگی، صراحت، عشق، اعتماد و ایمان به آنچه که لازم است را تقویت می کند. رنگ صورتی بواسطه داشتن نیروی خاص غده تیموس را تحت تاثیر قرار داده و انسان را دارای روحیه بخشندگی و با عاطفه می سازد. در تداعی معانی و خاطرات نیز وجود این رنگ مفید واقع می گردد. به طور خلاصه رنگ صورتی در رفع کدورت، ناراحتی های عصبی، خشم، آرامش بسیار مفید بوده و حالت موثری دارد. رنگ زرد لیمویی: این رنگ در افزایش قدرت فعالیتهای مغزی بسیار مفید است و خصوصیت سرعت بخشی به انتقالات مغزی را دارد. یعنی این رنگ باعث می شود که فرد آنچه را که فرا گرفته سریعا حلاجی کرده و تحلیل و تجزیه را انجام دهد و به نتیجه برسد. رنگ زرد طلایی: این رنگ سیستم رفع کدورت و بخشندگی را در وجود آدمی پرورش داده و تقویت می بخشد. روح آرامش و عفو را در انسان ایجاد می نماید. این رنگ نیز مانند رنگ سرخ (قرمز) در انسان هیجانات زیادی را ایجاد می نماید. رنگ آبی آسمانی: این رنگ با میزان استفاده اکسیژن در بدن در ارتباط است. این رنگ به شدت حالت گندزدایی و میکروب کشی داشته و بدن انسان به کمک این رنگ می تواند تمامی ناراحتیهای مربوط به آشفتگی روحی، ناملایمات روانی، افسردگی و ناراحتی های ذهنی را از بین ببرد. رنگ آبی آسمانی و انرژی موجود در آن باعث می شود که تمامی شرایط موثر و منفی که که مغز را دچار خود می سازد، از بین بروند. رنگ آبی نیلی: این رنگ مهمترین رنگی است که با انرژی خود تمامی بدن را تحت تاثیر خود قرار داده و آرامش و تسکین لازم را به آن می بخشاید و در واقع بدن را سراپا نگه می دارد. این رنگ در رفع تب شدید بسیار مفید بوده و حالت آرامش بخشی دارد. رنگ سرمه ای روشن: این رنگ که از دو رنگ آبی و سبز ایجاد می شود، بهترین انرژی را در رفع بحران ها و ناراحتی های روحی دارد. این رنگ روح نشاط و فعالیت را به انسان بخشیده و میکروبها را از بدن و حتی توکسینها را نیز دفع می نماید. این رنگ در حفظ سلامتی پوست بیمار مفید است و در رفع خستگی های جسمانی و ناراحتی های مربوط به گوش نیز بسیار مفید می باشد. رنگ افلاطونی (کبود روشن): این رنگ دارای انرژی بسیار نیرومندی می باشد و استفاده زیاد و افراطی از آن باعث می گردد که فرد دچار ناراحتی های روحی و روانی شود این رنگ به واسطه داشتن تُن زیادی از رنگ و قرمز موجبات سر درد، ناراحتیهای میگرنی و واکنش های عصبی را فراهم می آورد. اما با تمام این خصوصیات در درمان بیماریهای سرطانی و کوچک کردن و مانع شدن از رشد تومورها، بسیار مفید واقع می گردد و از طرفی تب شدید را دفع می کند. رنگ نقره ای: این رنگ در درمان بیماریهایی که ریشه متافیزیکی دارند، استفاده از انرژی رنگ نقره ای بسیار شایسته خواهد بود. از طرفی انرژی این رنگ قدرت نبوغ، خلاقیت و تفکر را در انسان افزایش می دهد. رنگ قهوه ای: این رنگ فرد را از بسیاری از جهات و مخصوصا از حیث ذهنی و احساسی تحت تاثیر قرار می دهد. این رنگ بواسطه داشتن انرژی خاص خود باعث می شود که انسان تحت تاثیر آن قرار گرفته و فردی اجتماعی شود و بینش و رفتار فرد را در قبال جامعه متعادل می نماید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 8:44 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
1. قابلیت و توانایی برقراری ارتباط با دیگران را در جامعه دارند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 20:4 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
تعریف سازمان بهداشت جهانیسازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."تعریف انجمن بهداشت روانی کاناداانجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرشهای مربوط به خود ، نگرشهای مربوط به دیگران و نگرشهای مربو به زندگی" تعریف میکند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 18:8 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
روشهاي فردي براي برانگيختن خلاقيت
۱) خلاقيت را مي توان با آموختن راههاي «خلاق شدن» و پرهيز از كاربرد رهيافت هايي كه در حل مشكلات معمول است، زياد كرد. اين روش كه به نام «آموزش مستقيم» معروف است بر پايه اين فرض قرار دارد كه چون افراد گرايش بدان دارند كه در حل مشكلات از راه حل هاي رايج استفاده كنند، اين امر آنها را از به كارگيري توانمندي ها و ظرفيت هاي واقعي شان باز مي دارد. بنابراين روش «آموزش مستقيم» كه در جستجوي راه حل هاي بديع و نو است، زمينه مساعدي براي رشد انديشه هاي خلاق فراهم مي سازد. ۲) روش فردي ديگر «فهرست كردن ويژگيها» نام دارد. در اين شيوه، تصميم گيرنده ابتدا ويژگي هاي اصلي مربوط به راه حل هاي مرسوم را مي يابد و سپس هر يك از ويژگيهاي اصلي را جدا جدا بررسي مي كند و آنگاه تا جايي كه ممكن است نسبت به تغيير هر كدام از آنها، همت مي گمارد و در راستاي همين تغيير هر طرحي را ولو آنكه خنده دار نيز باشد، بدون چشم پوشي فهرست مي كند و وقتي كه فهرست جامعي تهيه كرد و اشكالات را مشخص نمود گزينه هاي مؤثر و سودمند را انتخاب و بقيه را حذف مي كند. ۳) خلاقيت را همچنين مي توان با جايگزين كردن تفكر عمودي با تفكر افقي يا زيگزاك از قوه به فعل درآورد. تفكر عمودي، قوياً عقلاني و منطقي است و داراي فرايند زنجيره اي است كه هر حلقه آن در يك توالي ناگسستني در پي حلقه پيش از خود مي آيد. هر حلقه از زنجيره اين تفكر، لزوماً بايد معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفكر عمودي، فقط چيزي را گزينش و بررسي مي كند كه ذيربط با موضوع باشد.به عكس آن، تفكر افقي در گستره سطح حركت مي كند و رو به سوي گوشه ها و جوانب دارد و چنين نيست كه راه حلي را بپروراند، بلكه به بازسازي و تغيير آن مي پردازد. تفكر افقي به صورت فرآيند زنجيره اي نيست. براي مثال انسان ممكن است براي گشودن مشكلي به جاي آنكه از محل شروع راه حلي كه مرسوم است، آغاز كند، از نقطه آخر آن بيآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفكر افقي لزوماً درست و معتبر نيست، زيرا چه بسا اقتضا كند از مسيري انحرافي بگذرد تا اينكه به جايي برسد كه راه درست، پديدار و آشكار گردد و در خاتمه اينكه تفكر افقي خود را پايبند اطلاعات مربوط با موضوع نمي كند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده يا غيرمربوط را به كار مي گيرد تا شيوه جديدي براي نگرش به مشكل بيابد. ب- روشهاي گروهي براي برانگيختن خلاقيت بيشترين تلاش در زمينه پرورش خلاقيت را مي توان در حوزه كارهاي گروهي مشاهده كرد. برجسته ترين شيوه هاي گروهي براي پرورش خلاقيت عبارتند از: روش طوفان فكري (سيال سازي ذهن)، روش گوردن و روش تلفيقي نامتجانس ها. 1 - روش طوفان فكري(يا بارش مغزي) وجه شباهت روش طوفان فكري و روش گوردن در آن است كه شش تا دوازده نفر براي مدت معيني پشت ميزي مي نشينند و سعي مي كنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهني تا جايي كه امكان پذير است به ارائه روش ها بپردازند. در اين جلسه باب نقد و انتقاد درباره پيشنهادها كاملاً بسته است و تمامي پيشنهادهايي كه در جلسه مطرح مي كنند، مي نويسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسي بپردازند و اما وجه تفاوت اين دو روش، در آن است كه در شيوه طوفان فكري، اعضاي گروه درباره مشكل، آگاهي دارند و رئيس جلسه طوفان فكري، مشكل را به روشني تمام بيان مي كند، به گونه اي كه همه شركت كنندگان به درك آن نائل آيند. سپس وي اعضاي گروه را موظف مي كند تا جايي كه امكان دارد ذهنيت خود را درباره مشكل بيان كنند. 2- روش گوردن روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فكري، فرصت هاي بيشتري را براي ارائه راه حل هاي واقعاً بديع و تازه مهيا مي كند. چون كه فقط رئيس جلسه از ماهيت دقيق مشكل آگاه است، او به جاي اينكه مشكل را به روشني براي گروه بيان كند، فقط به طور غيرمستقيم بدان اشاره مي كند. براي مثال رئيس جلسه در روش طوفان فكري ممكن است مشكل را بدين صورت بيان كند: «مدرسه ما سال آينده فضاي آموزشي كافي براي ثبت نام كنندگان احتمالي ندارد.» اما رئيس جلسه در شيوه گوردن ممكن است فقط عبارت هاي «فضاي آموزشي» يا «زيادي تعداد ثبت نام كنندگان» را بگويد. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسيار زياد است و كمتر ناظر بر هدف است، ولي فرصتي را براي شركت كنندگان فراهم مي كند تا راه هايي را بدون دخالت فلج كننده راه حل هاي سنتي كشف كنند. اين روش به جاي آنكه با تعبير و تفسير راه حل هاي موجود، براي انديشه محدوديتي ايجاد كند، آن را مجاز مي كند تا با آزادي كامل جولان دهد و تنها محدوديتي كه براي انديشه حادث مي شود ناشي از دلالتهاي ضمني كلمه يا كلماتي است كه رئيس جلسه در اختيار شركت كنندگان گذاشته است. روش تلفيق نامتجانس ها يكي از مفيدترين راههاي رشد قوه خلاقيت، تلفيق نامتجانس هاست و آن شيوه اي است كه سعي دارد عناصر متفاوت و بي ربط را با هم تلفيق كند تا از اين رهگذر راه حل هاي تازه اي براي مشكل پيدا كند. بديهي است كه خيلي از مشكلاتي كه حادث مي شوند، تازگي ندارند. آنچه محل بحث است، اين است كه مشكل را بايد به شيوه اي تازه نگريست. اين ديدگاه در جاي خود، ظرفيت و امكاني را براي عرضه راه حل هاي اساساً نو فراهم مي كند. براي يافتن نگرش هاي نو در مورد مشكلاتي كه سابقه وقوع دارند، ضروري است كه شيوه هاي آشناي نگاه كردن به مسائل را كنار بگذاريم. روش تلفيق نامتجانس ها به نحو گسترده اي از تمثيل، براي پيدا كردن شباهت ها و همانندي هاي موجود در كاركرد پديده ها و روابط ميان آنها استفاده مي كند. براي نمونه، تمثيل مستقيم، مي تواند با مقايسه وجوه شباهت در واقعيات، علم و فناوري، راه حل هاي تازه اي را كشف كند. «الكساندر گراهام بل» با فهميدن سازوكار عناصر موجود در گوش و به كار بستن آنها در «جعبه سخنگوي» خود به پديده اي شگفت انگيز دست يافت. او بعد از اينكه پي برد استخوان هاي برجسته اي در گوش با غشاي نازكي كار مي كنند، از خود پرسيد چرا قطعه اي محكم و ضخيم از غشا نبايد تكه اي از استيل را حركت دهد. او از درون همين قياس، تلفن را طراحي كرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 14:27 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
افراد خلاق داراي مشخصه هاي زير هستند: ۱) به وضع موجود رضايت نمي دهند و طالب تغيير هستند. ۲) در دوران بچگي در محيطي با غناي فرهنگي، پرورش يافته اند. ۳)در كار انديشيدن تاجايي كه ممكن است، از قالب و چارچوب مي گريزند. ۴) اضطراب و دلواپسي شان در كمترين حد است. ۵) استقلال نظر و پويايي بالايي دارند. ۶) استبداد رأي در آنها در كمترين حد ممكن است. ۷) موضع گيري آنها ناظر بر بازدهي بيشتر است. ۸) تكانه ها و اميال دروني شان با تأكيد و تصديق بيشتر مواجه مي شوند. ۹) ميزان درگيري ها و تعارضات دروني شان در سطح متعادلي قرار دارد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 10:35 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
روانشناسی علم مطالعه رفتار
و فرايندهای ذهنی است. در يك تعريف ساختار شكن روانشناسی كشف دروغهائی
است كه به خود میگویيم.
روانشناسی متفاوت از علومی همچون انسان شناسی ، اقتصاد، علوم سیاسی و جامعه شناسی است که در جستجوی راه های توضیح روش های ذهنی و رفتار فردی هستند. روانشناسی همچنین از علومی همانند زیست شناسی و عصب شناسی بطریقی که ابتدا" به تعاملات روش های ذهنی و رفتاری و روش های کلی یک سیستم، و نه انحصارا" در ذات روش های زیست شناسی و عصبی می پردازند، تفاوت دارد. اگرچه یک رشته زیر مجموعه بنام روانشناسی عصب شناسی مطالعات فرآیند واقعی اعصاب با مطالعات تاثیرات ذهنی که محصول ذهنی آن است را با هم ترکیب می سازد. بهر حال، روانشناسی زیست شناسی یعنی مطالعه علمی پایه های زیستی رفتار و حالات ذهنی، زیر مجموعه ای از زیست شناسی و روانشناسی بحساب می آید که در ارتباط با این تاثیرات ذهنی می باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 16:25 توسط اکرم ظهوریان ابوترابی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ در اردیبهشت ماه سال 1387 ساخته شد تا بتوانم از طریق این وبلاگ اطلاعات مفیدی درباره ی علم روان شناسی در اختیار عموم قرار دهم.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|